عرب‌نیا, ازخودگذشتگی یا خودفریبی: پیرامون صحبت‌های فریبرز عرب‌نیا دربرنامه هفت‌(وبلاگ تفسیرگری)

به نام ایزد دانا

پیرامون بحث‌هایی که دیشب در برنامه هفت شکل گرفت و حرف‌های بازیگر خوب سینمای ایران ((فریبرز عرب‌نیا)) در مورد وضعیت سینمای ایران و حواشی صخبت‌های ایشان, مطلبی به نظر من رسید که ترجیح دادم برای اولین تفسیر خودم بعد از ماه‌ها بر روی وبلاگ قرار داده شود.

بیشک مهمترین نکته‌ای که میشد از گلایه‌ها و پیشنهادات فریبرز عزیز برداشت کرد, نه عدم وابستگی به حزب و جریان خاصی و یا از نگاه کوته بینانه‌تر وابستگیش به نظام نبود بلکه بلعکس احساس وی مبنی بر قربانی کردن خود برای هدفی والاتر بود! آری. وی دیشب در برنامه هفت در ادامه دو سری قبلی صحبت‌هایش نشان داد که عدم گرایشش به سمت مخالف نظام جمهوری اسلامی دلیلی جز فداکردن خود برای بدست آوردن فرصت به منظور بیان دیدگاه‌های خود و طلب کمک برای نجات سینمای رو به قهقرای ایران در شرایط و نظام فعلی ایران است.

اینکه چقدر دیدگاه وی درست است باز هم بستگی به دیدگاه شخصی شنونده سخنان وی دارد چون از طرفی در این سه برنامه حرف‌هایی زده شده که سالیان سال است درددل بسیاری از بازیگران و کلا قشر هنرمند خصوصا در زمینه سینماست و از طرفی گرایش به فعالیت و امداد طلبی از نظامی که خود عامل تمام مشکلات موجود است و بنظر هم نمی‌آید آبی از این حرف‌های بعضا تند عرب‌نیا به منظور شکستن حصر سانسور و سرکوب بر هنر ایران گرم شود, کاری عبس و بیهوده بنظر می‌رسد. از دیدگاه من تیری که عرب‌نیا در تاریکی خفقان جمهوری اسلامی پرتاب کرد (یا به قول خودش آتش کبریتی در سالنی 200 متری!), حرکتی شایسته بود ولیکن ارجاعات مکرر وی به مقاماتی در نظام که مشخصا خود از عوامل گسترش این سایه شوم بر سینما وکلا هنر و حتا زندگی مردم ایران هستند, بوی امیدواریی میداد که امید به آن با توجه به شرایط کلی و فعلی نظام حتی مسخره بنظر می‌رسد! شاید توقع عرب‌نیا فضایی هرچند اندکی بهتر باشد اما به تب راضی شدن در این شرایط چیزی جز گول زدن خود نیست.

از طرفی احساس وی نیز مبنی بر فداکاریی که کرده تا دردی از بیشمار دردهای سینمای ایران کم کند و تکیه شاید بالاجبار وی به ارکان نظام جمهوری اسلامی نیز خود مهر تائیدی بر اثبات خود فریبی وی میشود. در نظامی که در شرایط مخالف نظر آن, ((سکوت هر مسلمان, خیانت به قران)) می‌شود و این عدم سکوت تا جایی پیش می‌رود که اصلی‌ترین ارکان دین اسلام را  نیز زیر سوال می‌برد و دروغ و تجاوز و قتل توجیح دینی پیدا می‌کنند, انتظار چشم بستن این نظام از زده شدن حرف‌هایی که منافی منافعشان است بنظر بیهوده می‌رسد. حال که در این شرایط چنگ و دندان نشان دادن وقیحانه جمهوری اسلامی به مردم ستم دیده چه از طریق ساده و فریب خورده  و عمله‌ی دول غربی نشان دادن جوانانی که در حوادث بعد از انتخابات همه نوع جنایات را تجربه کرده‌اند در تلویزیون و سینمای ایران تا سرکوبات و جنایات بیشتر نظام مانند وقایع تکان دهنده اخیر جان را برای مردم خسته ایران به لب رسانده, این احساس از خود گذشتگی و نیاز به سازش فقط شرایط را بدتر خواهد کرد هرچند باز هم نمیتوان از شجاعت هرچند نصفه و نیمه عرب‌نیا در طرح برخی مسائل در رسانه دولتی چشم پوشی کرد.

نگاهی که وی به دور دست‌های ایران عزیز دارد, دیدن انتهایش نیاز به دوربین آنچنانی نخواهد داشت… !


درباره‌ی این ورودی